اسپرینتها راز انجام کارهای بیشتر هستند (HBR)

این مقاله در مجله کسب و کار هاروارد منتشر شده که منبعی معتبر و ارزشمند در حوزه کسب و کار است.
نویسنده: جان زراتسکی
ترجمه شده توسط تیم گیت (Git.ir)
اگرچه متخصصان بسیاری سیستمها و فلسفههای مختلفی برای انجام کارهای بیشتر در محیط کار پیشنهاد کردهاند، شریک دی ال بازی نویسندگی من، جیک نپ، در سال 2009 تصمیم گرفت راهحل خود را ارائه دهد: اسپرینت . این فرایند 5 روزه به تیمها کمک میکند روی یک هدف بزرگ متمرکز شوند و در همین بازه کوتاه از ایده به نمونه اولیه و سپس به تحقیق با مشتری برسند. ایده اصلی این است که پروژه را به جلو پرتاب کنید تا بتوانید ببینید نتیجه نهایی چگونه خواهد بود و بازار چه واکنشی به آن نشان میدهد. این رویکرد همچنین یکی از چارچوبهای محبوب در مدیریت پروژه چابک (Agile) است.
در GV، ما این فرایند را با بیش از 100 استارتاپ آزمایش کردهایم و به آنها کمک کردهایم تا از اسپرینتها برای پاسخ دادن به پرسشهای بزرگ، آزمایش ایدههای جدید کسبوکار و حل چالشهای حیاتی استفاده کنند. بارها و بارها از نزدیک دیدهایم که چگونه این روش به تیمها کمک میکند کارهای بیشتری انجام دهند و سریعتر پیش بروند.
البته این اسپرینتها از آن نوع فعالیتهای فشرده همراه با شببیداری، انبوه جعبههای پیتزا روی میز کنفرانس و فضای پرهیجان استارتاپی نیستند که فقط برای شرکتهای نوپای اینترنتی مناسب باشند. آنها در سازمانهای بزرگتر نیز مؤثر هستند و بهراحتی در یک برنامه کاری عادی جای میگیرند. روز اسپرینت معمولاً از ساعت 10 صبح تا 5 بعدازظهر طول میکشد؛ بنابراین شرکتکنندگان همچنان زمان کافی برای بودن در کنار خانواده و دوستان، خواب کافی و البته رسیدگی به ایمیلهای خود دارند.
چرا اسپرینتها به تیمها کمک میکنند کارهای بیشتری انجام دهند؟ موضوع فقط سرعت نیست. اسپرینتها همچنین درباره ایجاد شتاب، تمرکز و اعتمادبهنفس هستند. شرکتهایی که از اسپرینت استفاده میکنند، در حوزههایی مانند انکولوژی، رباتیک، قهوه و دهها صنعت دیگر، نتایج پایداری از این فرایند به دست آوردهاند. در ادامه، پنج مورد از مهمترین دستاوردهای آن را مرور میکنیم.
اسپرینتها به شما کمک میکنند شروع کنید. زمانی که با یک مسئله بزرگ روبهرو هستید، ورود به عمل میتواند دشوار باشد. اسپرینتها ابزاری عالی برای ایجاد تعهد هستند. وقتی یک تیم را گرد هم میآورید، تقویم کاری را خالی میکنید و مصاحبه با مشتریان را برنامهریزی میکنید، در واقع خود را متعهد به پیشرفت میکنید. شرکت Savioke که در سبد سرمایهگذاری GV قرار دارد، دقیقاً با چنین وضعیتی مواجه بود. این تیم ماهها روی توسعه یک ربات تحویلدهنده برای هتلها کار کرده بود، اما درباره شخصیت و رفتار ربات با پرسشهای بزرگی مواجه بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. ما یک اسپرینت برنامهریزی کردیم و تا پایان هفته، Savioke توانست یک شخصیت ساده برای ربات طراحی کرده و آن را با مشتریان واقعی آزمایش کند.
اسپرینتها شما را از انتزاع به واقعیت میرسانند. تعداد زیادی از پروژهها در جهانی موازی گرفتار میشوند؛ جایی که بحثها، نظریهها و حدسها فراواناند، اما پیشرفت واقعی بسیار کم است. برای استارتاپ پادکست Gimlet Media، یک پرسش انتزاعی یعنی «آیا باید به یک شرکت فناوری تبدیل شویم؟» موجب نگرانی بنیانگذاران آن، الکس بلومبرگ و مت لیبر، شده بود. آنها تصمیم گرفتند یک اسپرینت درباره این موضوع اجرا کنند و تقریباً بلافاصله به پاسخ رسیدند. پس از ترسیم تصویری از آینده احتمالی خود بهعنوان یک شرکت فناوری و بررسی آن با مشتریان، به این نتیجه رسیدند که برای دستیابی به اهداف شرکت، نیازی به چنین تغییری ندارند.
اسپرینتها تمرکز شما را بر موضوعات مهم حفظ میکنند. با وجود تمام سروصداها، حواسپرتیها و درخواستهایی که در محیط کار برای جلب توجه شما وجود دارد، تقریباً غیرممکن است تشخیص دهید کدام مسائل واقعاً حیاتی هستند. به همین دلیل هر اسپرینت با یک روز کامل برای ترسیم و تحلیل مسئله آغاز میشود. سپس، زمانی که تیم شما درک مشترکی از چالش پیدا کرد، میتوانید دقیقاً مشخص کنید توجه خود را باید به کجا معطوف کنید. هنگامی که Flatiron Health کار روی ابزار جدیدی برای کلینیکهای سرطان را آغاز کرد، به طور طبیعی تمرکز خود را روی پزشکان و بیماران گذاشت؛ ذینفعان معمول محصولات این شرکت. اما یک اسپرینت به تیم کمک کرد متوجه شود که هماهنگکنندگان پژوهش، افرادی که کارآزماییهای بالینی را مدیریت میکردند، در واقع اهمیت بیشتری دارند. تا پایان هفته، تیم نمونه اولیهای را با این گروه آزمایش کرد و بازخورد مثبت کافی برای ادامه پروژه به دست آورد.
اسپرینتها تصمیمگیری شفاف و قاطع را اجبار میکنند. تصمیمگیری در شرایط عادی کسبوکار اغلب دچار مشکل است: ما به دنبال اجماع هستیم، از تصمیمهای دشوار اجتناب میکنیم و درباره نحوه اتخاذ تصمیمها شفافیت کافی نداریم. اسپرینت این مشکلات را اصلاح میکند. مدیران Slack از این فرایند برای انتخاب میان دو رویکرد کاملاً متفاوت بازاریابی استفاده کردند. یکی از آنها منحصربهفرد، جسورانه، دشوار برای اجرا و موردعلاقه مدیرعامل بود. دیگری متعارفتر اما سادهتر برای پیادهسازی بود. تیم میتوانست بیپایان درباره مزایا و معایب هر رویکرد بحث کند تا همه به توافق برسند یا صرفاً به شهود مدیرعامل اعتماد کند، اما در عوض یک اسپرینت برگزار کرد تا هر دو گزینه را نمونهسازی و آزمایش کند. پس از آزمایش با مشتریان، نتیجه روشن بود: رویکرد بازاریابی سادهتر اثربخشی بیشتری داشت.
اسپرینتها پیگیری سریع را تشویق میکنند. تیم شما در هر اسپرینت حجم زیادی از کار را انجام خواهد داد، اما اثرات جانبی آن، یعنی اعتمادبهنفس ناشی از اطمینان داشتن به مسیر درست، حتی قدرتمندتر است. زمانی که LendUp کار روی یک کارت اعتباری جدید برای مصرفکنندگانی با سابقه اعتباری کم یا بدون سابقه اعتباری را آغاز کرد، تیم ایدههای زیادی برای قابلیتهای مفید داشت، اما نمیدانست چگونه آنها را اولویتبندی کند تا بتواند محصول را طراحی و عرضه کند. در اسپرینتی که با هم برگزار کردیم، برای همه قابلیتهای احتمالی بازاریابی فرضی طراحی کردیم. با تکیه بر نتایج بهدستآمده، یعنی تمایز روشن میان قابلیتهای ضروری و کماهمیت، تیم با تمام سرعت توسعه کارت اعتباری را ادامه داد.
اسپرینتها برای تیمها و سازمانها در هر اندازهای مؤثر هستند؛ از استارتاپهای کوچک گرفته تا شرکتهای حاضر در فهرست Fortune 100 و سازمانهای غیرانتفاعی. اگر رهبری هستید که با یک فرصت بزرگ، مسئله مهم یا ایده جدید مواجه شدهاید، اسپرینتها به شما کمک میکنند شروع کنید، متمرکز بمانید، سریع تصمیم بگیرید و محیط کاری بسازید که در آن کارهای بیشتری به سرانجام میرسند.
جان زراتسکی شریک طراحی در GV و همنویسنده کتاب SPRINT: How to Solve Big Problems and Test New Ideas in Just Five Days است.
